در بيمه مركزي چه ميگذرد؟
با گذشت يك هفته از صدور دستور بيسابقه رئيسجمهور براي برخورد با مديران شركت بيمه ايران، بسياري از كارشناسان بيمه، عدم نظارت مؤثر بيمه مركزي بر فعاليتهاي شركتهاي بيمه را موجب ورود شتابزده برخي نهادها و ايجاد بحران در صنعت بيمه ارزيابي ميكنند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنا بر قوانين، بيمه مركزي ايران، مسئول نظارت مؤثر و بهنگام بر فعاليتهاي شركتهاي بيمه در كشور است، اما در چند سال اخير بيمه مركزي در بسياري از موارد، در انجام وظايف خود كوتاهي كرده است؛ براي مثال بسياري از موارد گزارش هفته گذشته ديوان محاسبات، مربوط به عملكرد چند سال پيش مديران وقت شركت بيمه ايران بوده است، اما بيمه مركزي هيچگونه برخوردي با تخلفات اين شركت نكرده است.
در اين حال، اطلاعات جمعآوريشده توسط خبرنگار «بازتاب»، از انجام تخلفات گسترده ديگري در صنعت بيمه حكايت دارد كه يكي از موارد آن، مربوط به تأسيس و فعاليت غيرقانوني برخي شركتهاي بيمهشده است.
يكي از اين شركتها كه تحت پوشش شركت بيمه در مناطق آزاد ثبت شده و حدود 40 درصد از سهام آن، متعلق به چند شركت بيمه بوده است، با گرفتن مجوز از بيمه ايران براي فعاليت در كيش، به جاي فعاليت در اين منطقه، به فعاليت در تهران پرداخته است.
اقدام يادشده كه براي استفاده از فرار مالياتي انجام شده، در چهار سال گذشته با هيچگونه برخوردي از سوي بيمه مركزي روبهرو نشده است.
جالبتر آنكه مديرعامل يكي از شركتهاي بيمه، همزمان عضو هيأت مديره اين شركت نيز بوده كه اين اقدام نيز خلاف صريح قانون است.
مورد تخلف ديگر نيز حكايت از عضويت همزمان سه تن از اعضاي وقت شركت بيمه ايران در شركت بيمه ايران، معين بوده كه اين مورد نيز خلاف صريح اساسنامه شركت بيمه ايران است. منبع :سايت بازتاب. 24 ارديبهشت 86
صنعت بيمه: حتما تاكنون به اين فكر كرده ايد كه چرا كشور عزيزمان ايران توسعه يافته نيست و حتما دلايل مختلفي را نيز براي اين موضوع پيدا كرده ايد. بدون شك يكي از مهمترين دلايل عقب ماندگي ما اينست كه به اين ضرب المثل قديمي ايراني كه مي گويد كار را به كاردان بايد سپرد عمل نكرده ايم. بهتر بود مسئولين محترم سايت بازتاب قبل از درج خبر حداقل در مورد آن بررسي و شناخت مختصري پيدا مي كردند يا از يك متخصص بيمه اي در مورد موضوع سوال و بعد اقدام به درج مطلب مي كردند. چرا به خودمان اجازه مي دهيم در مورد موضوعي كه هيچ اطلاع و تخصصي در آن نداريم بي مهابا اظهار فضل و دانش كنيم؟ بيان مطالب كلي و نادرست - برای مثال به عباراتی چون "بسیاری از کارشناسان" یا "بحران در صنعت بیمه" یا " تخلفات گسترده" دقت کنید- در مورد بيمه و بيمه مركزي ايران مدتي است كه ظاهرا باب شده و سبب معروفيت مي شود! در خبر فوق آمده است " در موارد بسیاری بیمه مرکزی در انجام وظایف خود کوتاهی کرده است" آیا تشخیص کوتاهی بیمه مرکزی در انجام وظایف بر عهده مسئولان بازتاب قرار دارد؟ و چنین تشخیصی بر اساس چه مرجعی است؟! البته قصد ما دفاع از تخلف نيست و اگر تخلفي صورت گرفته باز هم بايد كار را به كاردان سپرد تا صحت يا عدم صحت موضوع مشخص شده و اصلاح لازم صورت گيرد. نكته جالب اينجاست كه علت وقوع تخلف نيز جز اين نيست كه كار را به غير كاردان ها سپرده ايم. نکته پایانی اینکه علی رغم ارائه پاسخ صنعت بیمه به خبر منتشره فوق و درخواست درج آن، سایت بازتاب تاکنون از درج جوابیه فوق خودداری کرده است!!
ماموریت یک شرکت بیمه
در مبحث قبلی اشاره کردیم که سوال " کسب و کار یک بیمه گر چیست؟" سوالی بسیار مهم است. همچنین نوع پاسخی که یک شرکت بیمه به این سوال می دهد در واقع نشان دهنده تعریفی است که از نقش خود در جامعه دارد و با این دیدگاه به بررسی پاسخ شرکت های بیمه فعال در کشور پرداختیم و دریافتیم که متاسفانه این شرکت ها اهمیت این موضوع را به درستی درک نکرده و تعریف روشنی از نقش خود در جامعه ندارند. اکنون به منظور ادامه بحث ابتدا اهمیت تعریف روشن از ماموریت سازمان را بیان نموده و سپس به بررسی پاسخ چند شرکت بیمه بین المللی به این سوال می پردازیم. بدون تردید خوانندگان فهیم پس از مطالعه مبحث قبل و این بحث به راحتی خواهند توانست ضعف ها و کاستی ها را تشخیص داده و حتی راه حل آنرا نیز پیشنهاد دهند.
اهمیت تعریف و شناخت ماموریت یک سازمان
برای درک اهمیت ماموریت یک سازمان کافی است به این نکته توجه کنیم که ماموریت سازمان در واقع فلسفه وجودی سازمان است. ممکن است بپرسید آیا سازمانی وجود دارد که ماموریتی نداشته باشد؟ در پاسخ باید گفت خیر. هیچ سازمانی وجود ندارد که ماموریتی نداشته باشد زیرا برای ایجاد هر سازمانی سرمایه و منابع مختلفی مورد نیاز است و استفاده از منابع تنها در صورتی دارای توجیه و قابل قبول است که هدفی و مقصودی دنبال شود. بنابراین همه سازمان ها دارای ماموریت هستند حتی اگر به صورت رسمی و شفاف آنرا تعریف نکرده و در اختیار عموم قرار نداده باشند. اما واقعیت اینست که تا زمانی که سازمان به صورت شفاف و دقیق ماموریت خود را به اطلاع عموم نرساند نمی توان انتظار روشنی از دست یابی به اهداف داشت بنابراین اگر چه سازمان بدون تعریف روشن ماموریت در شرایط خاصی ممکن است به حیات خود ادامه دهد اما از دستیابی به مزایا و فواید بیانیه روشن ماموریت محروم خواهد ماند. مطالعات نشان داده است که سازمان ها به دلایل مختلفی بیانیه ماموریت خود را مکتوب نموده و منتشر می کنند برای مثال بر اساس مطالعه دو پژوهشگر به نام های کینگ و کللند شرکت ها به دلایل زیر ماموریت خود را به صورت سند کتبی درمی آورند:[1]
1- هدف سازمان را با اتفاق آرا مورد تائید قرار دهند
2- برای تخصیص منابع سازمان معیاری را ارائه دهند.
3- جوی شناخته شده بر سازمان حاکم کنند
4- نقطه اتکایی به وجود آورند تا افراد بر آن اساس هدف و مسیر سازمان را معرف و رهنمود کارهای خود بدانند و از سوی دیگر برای کسانی که نمی توانند خود را با وضع کلی سازمان سازگار نمایند یک نوع سد یا مانع بوجود آورند
5- در یک چارچوب یا ساختار کاری به هدف های سازمان جامه عمل بپوشانند و بر آن اساس کارهای تخصصی سازمان را به کسانی که مسئول ذی ربط هستند محول نمایند
6- هدف های سازمانی را مشخص کنند و برای جامه عمل پوشانیدن به این هدف ها، هزینه ها، زمان و معیارهای عملکرد را مورد ارزیابی و کنترل قرار دهند.
البته این ها دلایلی است که دو پژوهشگر یاد شده برشمرده اند اما واضح است که مزایای بیان روشن و صریح ماموریت سازمان به این موارد محدود نمی شود. بیان ماموریت یک شرکت با زبانی روشن و صریح سبب می شود خواسته های گروه های مختلف ذی نفع نظیر سهامداران، دولت ، مشتریان، بستانکاران ، کارکنان و ... به صورت مشخص و تعریف شده درآید و تضاد منافع آشکار این گروه های مختلف سازمان را به سوی یک گروه خاص و در نهایت به هم ریختگی و بی نظمی نکشاند. سبب ایجاد این احساس می شود که سازمان دارای جهت و مسیری مشخص است و ارزش توجه و سرمایه گذاری را دارد. ماموریت سازمان معیاری روشن را به مدیران عالی سازمان به منظور انتخاب مسیر درست حرکت در محیط پرتلاطم و رقابتی می دهد و باعث نزدیک شدن دیدگاههای متفاوت شده و روحیه همکاری و هماهنگی را در میان مدیران و کارکنان سازمان افزایش می دهد. ماموریت سازمان علامتی را به جامعه در مورد اینکه سازمان چگونه می اندیشد و به دنبال چه چیزی است می دهد و این موضوع برای ایجاد تصویر مثبت از سازمان و درک جایگاه آن در جامعه بسیار ضروری و حیاتی است. بیان ماموریت سازمان به صورت شفاف به عموم، بیانگر درک اهمیت مسئولیت اجتماعی سازمان است و در پذیرش عمومی سازمان بسیار موثر است. این موضوعی است که برای بیمه گران بسیار مهم است چرا که مهمترین سرمایه یک شرکت بیمه اعتماد عمومی است و این موضوع تا حدی در صنعت بیمه اهمیت دارد که بسیاری دلیل و فلسفه وجودی نهاد نظارتی بیمه ای را حفظ اعتماد عمومی به صنعت بیمه می دانند. در بخش بعدي نکات گفته شده را با بررسی ماموریت چند شرکت بین المللی بیمه به صورت دقیق تر تشريح خواهيم كرد. .... عبدالله آستين
[1] - مدیریت استراتژیک ، فرد آر. دیوید. ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی ، نشر فرهنگ و مدیریت، چاپ چهارم، ص 173
وزارت راه و ترابري اعلام كرد: 27هزار نفر سال گذشته در حوادث رانندگي كشور جان باختند. به گزارش روابطعمومي وزارت راه و ترابري، به دنبال رشد سريع تعداد وسايل نقليه در سالهاي اخير، حوادث ترافيكي به عنوان يكي از مشكلات اصلي تهديدكننده سلامت آحاد جامعه مطرح شده است به طوري كه در سال 1385 بيش از 27هزار نفر در حوادث رانندگي جان خود را از دست دادهاند.
در اين گزارش آمده است: اين مشكل در بسياري از كشورهاي در حال توسعه مطرح بوده و تدابير ويژه اي براي كنترل روند رو به رشد صدمات و خسارات وارده دنبال ميشود.
منبع : http://bimehgaran.persianblog.com
صنعت بيمه: شايسته بود رئيس محترم پليس راهنمائي و رانندگي بجاي انتقاد به شركت هاي بيمه كه .....نمي گذارند بيمه اجباري اجباري شود!!، توضيح مي دادند كه قريب 50 ميليارد توماني را كه از صنعت بيمه با زور بخش نامه و لابي و... به قول خودشان یا همکارانشان جهت كاهش تصادفات (بدون بررسی كارشناسي و بررسی ابعاد مختلف موضوع و تعجيل در اجرا) از بيمه مركزي و شركت هاي بيمه گرفتند و هنگام گرفتنش ادعا مي كردند كه در صورت تامين اين منبع فلان و بهمان خواهند كرد( مستندات مربوطه موجود است)، بيان مي فرموند كه نتيجه صرف اين مبلغ چه شد؟! پس چرا تعداد کشته ها اینچنین است؟ ما كه از اولش مي دانستيم دعوي سر لحاف ملاست! آخه کجای دنیا با گرفتن پول از شرکت های بیمه تعداد کشته های تصادفات جاده ای رو کاهش دادند که ما دومیش باشیم؟!
رئیس پليس راهنمايي و رانندگي، با اعتراض شديد به عملكرد شركتهاي بيمهاي در افزايش هزينه بيمه شخص ثالث، گفت: با سياستهاي بيمه و افزايش قيمت بيمه شخص ثالث به شدت مخالف هستيم و سياستهاي بيمه، در اين زمينه را نميپذيريم.
سردار محمد رويانيان، رييس پليس راهنمايي و رانندگي، در گفتوگو با ايلنا، افزود: افزايش 42درصدي قيمت بيمه شخص ثالث يك حركت نپخته و منفي است و به اعتقاد ما بيمه در كشور تكبعدي مديريت ميشود. وي ادامه داد: مديريت بيمه در كشور ما فرآيندي نيست و با نظام فعلي بيمه و شيوه عمل آنان به سمت كاهش تصادف و يا پوشش عمومي مردم پيش نخواهيم رفت. رويانيان، با تاكيد بر اينكه بايد در بيمه يك تجديدنظر اساسي صورت گيرد، خاطرنشان كرد: ساختار، قانون و مديريت بيمه نيازمند يك تجديدنظر اساسي است و تا چنين شرايطي حاكم است، نميتوان هيچ اقدام مثبت و موثري در موضوع كنترل تصادفات يا بيمه شخص ثالث انجام داد. رييس پليس راهنمايي و رانندگي، اعلام كرد: به اعتقاد من مسوولان شركتهاي بيمهاي با بيمه شخص ثالث مخالف هستند، چون تصور ميكنند هيچ سود و منفعتي برايشان ندارد.
وي تاكيد كرد: شركتهاي بيمهاي با اين اقدام نشان دادند كه تنها به دنبال منفعت و سود خود هستند و منفعت مردم برايشان اهميتي ندارد.
رويانيان تصريح كرد: با برخوردهاي اخير شركتهاي بيمهاي و عدمهمكاري آنان براي اجباري شدن بيمه شخص ثالث، پليس نميتواند در اين شرايط اقدام مناسبي انجام دهد و قادر به همكاري با شركتهاي بيمهاي نيست.
وي با اظهار تاسف نسبت به عملكرد شركتهاي بيمهاي، افزود: ما اين موضوع را مورد پيگيري قرار ميدهيم و معتقديم سياستهاي بيمه كاملا اشتباه است و بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد. منبع : روزنامه دنياي اقتصاد 1/2/86
صنعت بيمه: واقعا جاي تاسف است كه همواره ما ايرانيان از اين واقعيت تلخ رنج مي بريم كه اشخاصي كه در مورد موضوعي نه تخصص كافي دارند و نه تجربه اي شروع به بيان افاضات كريمانه مي كنند!!!. وقتي رئيس پليس راهنمائي و رانندگي كشور نمي داند كه انجام عمليات بيمه اي كاري بازرگاني است تابع اصول و ضوابط حرفه اي و نه خواست حاكمان و دولت مردان از مردم عادي كم سواد يا بي سواد كوچه و خيابان چه توقعي مي توان داشت؟ وقتي ايشان نمي دانند كه شركت هاي بيمه بايد بر اساس محاسباتي بسيار دقيق قبول خطر نمايند و بايد به دنبال سود باشند تا بتوانند خسارت هاي وارده به جان و مال مردم را به درستي پرداخت كنند و اگر غير از اين عمل كنند برخلاف اصول تجارت، اخلاق حرفه اي و از همه مهمتر عدل و انصاف عمل كرده اند از مردم كم سواد و بي سواد چه توقعي مي توان داشت؟! يعني ايشان اطلاع ندارند كه بيمه شخص ثالث اجباري هست و براي اجباري شدن نيازي به همكاري شركت هاي بيمه ندارد؟! آيا فقط ساختار قانون و مديريت بيمه نيازمند يك تجديد نظر اساسي است و سازمان تحت امر ايشان (پليس راهنمائي و رانندگي) در ارائه خدمات فوق العاده است؟ كافي است نگاهي به وضعيت خيابان ها بياندازيد!! تا كي بايد دست اندركاران صنعت بيمه شاهد چنين اظهار نظرهاي غلط، نادرست و غير حرفه اي كه سبب آسيب به تصوير عمومي صنعت بيمه در جامعه مي شود باشند و سكوت كنند؟! از مدیران دولتی که جز به پست سازمانی اشان چیز دیگری برای افتخار کردن ندارند که انتظاری نمی توان داشت اما از سندیکای بیمه گران ایران به عنوان نهاد مدافع منافع صنعت بیمه انتظار واکنش مناسبی را داریم. صنعت بیمه آمادگی خود را برای مناظره یا هر گونه همکاری با سندیکای بیمه گران ایران برای پاسخگوئی به موارد مطروحه به منظور روشن شدن اذهان عمومی بر اساس وظیفه حرفه ای خود اعلام می دارد.